الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )

375

كشكول شيخ بهائى ( فارسى )

به خدا پناه مىبرم از نگاه جدّى تو كه ورم بدن من را گوشت تصوّر كنى . و گفت : از ذبح من فايده‌اى تو را مرتّب نيست . زمانه گوشت را خورده كه مصلح خوردن باشم . نيش حوادث ايّام پوستم را بسان خانهء زنبور ، روزن روزن كرده تا به كار دبّاغ آيد . اگر از بهر سوختن خواهى ، مشتى خس و خاشاك به از من و حرارت و اخگر من از عفونت استخوان‌هاى من ، شنونده را صدايى است كه صندل پيشانى اضافه علّت است . همان به كه دست از من سالخورده باز داريد و مرا به سنگ آسيب و حوادثى كه مردم از فلك لعبت باز بر تارك است ، بگذاريد . چون سخن وى را در اين‌باره صادق ديدم ، دست از وى باز داشتم و وى را به ضرّا و بليّات زمانه گذاشتم . نمىدانم به كدام يك از اين دو حال متعجّب شوم . از زمانه كه او را زنده نگاه داشته است يا از او كه بر بلاياى زمانه صبر كرده است يا از تو كه شترى را به دوستى بخشيده‌اى كه گويا از گور برخاسته يا از شور قيامت زنده شده است . 940 - تحقيق در خبر در تفسير قاضى « ناصر الدين بيضاوى » است : يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا ؛ اى آنانى كه ايمان آورده‌ايد ، اگر فاسقى شما را خبر دهد ، از آن خبر متفحص شويد . « 1 » روايت است كه حضرت نبوى صلّى اللّه عليه و إله از بهر گرفتن صدقه « وليد بن عقبه » را بر « بنى مصطلق » گماشت . پيش از آن در ايام كفر بين وليد و بنى مصطلق كينه و عداوتى بوده ، وليد يكى از ايشان را به قتل رسانيده بود . چون بنى مصطلق را خبر آمدن وليد رسيد ، همگى شرايط استقبال به عمل آورده ، وليد گمان برد كه از بهر دعوا آمده‌اند . وليد از حدوث اين واهمه به خدمت نبوى بازگشته ، گفت : بنى مصطلق مجموع مرتد شده ، از صدقات و زكات عناد مىنمايند . حضرت نبوى صلّى اللّه عليه و إله در تدارك افتاده ، تا به مدافعهء ايشان پردازد كه اين آيه نازل شد . روايت شده كه بعد از آن خالد بن وليد را بر ايشان گماشت . ديد كه همگى مشغول به عبادت حق تعالى مىباشند ، پس زكات و صدقه را از ايشان گرفته ، از بهر حضرت نبوى صلّى اللّه عليه و إله آورد و تنكير لفظ « فاسق » و « نباء » در اين آيه ، براى تعميم است . چه نكره در سباق كلمهء « ان » دلالت بر تعميم كند و از اين‌كه حضرت حق جلّ و علا ، امر به تبيين را متعلق به فسق مخبر نمود . مقتضى اين است اگر مخبر عادل باشد ، وى را مصدق دارند ، چه متعلق تخبيرى كه آلت تعليق هم كلمه « ان » در

--> ( 1 ) . حجرات ، آيهء 6